الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
136
حياة الإمام الهادي ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام هادى ع ) ( فارسي )
و داراى مقام والايى بود و آرزويى كرد در حالى كه خود را فراموش كرده بود كه او كيست و چه موضعى دارد ، چيزى را خواست كه حق هيچ بشرى در اين صحنهء زمين نبود و از توان هر بشرى در روى زمين بيرون است كه ديدن خداى بزرگ را بخواهد و در خور رنج شوق و حالات اميد نيز نمىگنجد ، تا اين كه پروردگار با جملهاى قاطع « هرگز مرا نخواهى ديد » او را متوجه ساخت ، آنگاه خداوند بزرگ با وى مدارا كرد و اعلام فرمود كه چرا هرگز او را نمىبيند : « و ليكن در كوه نظر كن اگر كوه به جاى خود برقرار ماند تو نيز مرا خواهى ديد ! » در صورتى كه كوه ثابت و در جاى خود بود ، و با وجود آرامش و ثبات از طبع آدميزاد كمتر اثر قبول كرده و پذيراى اثر است . با اين همه چه شد ؟ « آنگاه كه نور خدا تجلّى كرد و بر كوه تابيد ، كوه را متلاشى كرد . » ، و موسى چون آن شكوه و عظمت را ديد بيهوش بر زمين افتاد ، و چون به هوش آمد ، عرض كرد : « خدايا تو پاك و منزهى ، به درگاهت توبه كردم و من از نخستين مؤمنانم . » [ 1 ] ببين كه امام بزرگ ، حضرت ابو الحسن الهادى عليه السّلام خداى تعالى را با اين سخنان نورانى خود كه حاكى از ميزان معرفت آن بزرگوار نسبت به خداى تعالى است چگونه مخاطب مىسازد و مىگويد : « اوهام پندارگرايان از درك حقيقت تو ناتوان و نگاه نگرندگان از ديدن تجلّياتت قاصر است ، اوصافى را كه توصيف كنندگان بيان كنند و سخن بيهودهگرايان از درك تو بر باد است ، به دليل فوق تصور بودن مقام و بلندى مرتبهات ، زيرا تو در جايگاهى نامتناهى هستى ، از اين رو اشارهء چشمها و هيچ عبارتى به جايگاه تو نرسد ، هيهات و نيز هيهات ! اى مبدأ و اى هستى و اى يكتا ! كه با عزّت بزرگى خود بلند مرتبهاى و با جبروت عظمتت ، بالاتر از هر پايان و نهايتى » [ 2 ] .
--> [ 1 ] فى ظلال القرآن : 9 / 39 . [ 2 ] توحيد : ص 66 .